๑۩۞۩๑سرزمین عشق ๑۩۞۩๑
دو شنبه 23 اسفند 1389برچسب:, :: 10:39 :: نويسنده : vahid
هيچ از خودت پرسيدي عاقبت اين دل عاشق چه ميشود؟؟؟ هيچ از خودت سوال کردي به کدامين گناه مرا تنها گذاشتي؟؟؟ کاش لحظه رفتن اندکي تامل مي کردي و به گذشته مي انديشيدي. به گذشته اي نچندان دور.به روز اول اشنايي به قسم هايي که براي هم خورديم و به قول هايي که به هم داديم.اما تو رفتي!!! ساده نسبت به تو کسب کرده بود با خود ميبردي. کاش ميدانستم صداي چه چه گنجشک ها روزي به پايان ميرسد و من تنها مي مانم.اماتو رفتي!!! چگونه دلت امد از دل ساده و قلب مهربانم بگذري. قلبي که به عشق تو مي تپيد و تو ان را تنها گذاشتي. بعد از تو نه بهار رنگ سبزي برايم دارد نه تابستان برايم معنايي.اما تو رفتي!!! آري تو رفتي و مرا در يخبندان بي کسي ها تنها گذاشتي. |
درباره وبلاگ ![]() نام : غم نام خانواگي:بيسیک نام پدر:درد نام مادر: پريشاني نام پدربزرگ : درويش تنها نام مادربزرگ : سلطان غم محل تولد:ويرون شهر تاريخ تولد:يكي از روز هاي باروني شماره شناسنامه : عدد تنهايي شغل:منتظر وضعيت فكري:فقط سوال جرم:افراط درعاشقي تاريخ جرم:روز اول خوشي ساعت جرم:شروع تپش قلب محل جرم :آشيان دوست علت جرم:فقط زندگي وزن:به سنگيني بغض چند ساله قد:كمتر از خاك رنگ چشم:صورتي رنگ مو:همرنگ درد تحصيلات:پايه آخر بد بختي مدت محکوميت : حبس ابد چراغم : شمع سقفم : اسمان مونسم : شب کارم : حسرت يادم : انتظار تو دردم : فراغ فريادم : سکوت ارزويم :ديدار تو زندگيم : فقط تو ادرس : خيابان غمستان – ميدان تنهايي – چهارراه بدبختي – خيابان رنج – کوچه غربت آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پیوندهای روزانه پيوندها
نويسندگان ![]()
![]() |
|||||||||||||||